فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
261
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
سيلاب كوهستان را مهار كرده و آن را در اطراف باغ ، كه يك كلاه فرنگى در وسط آن ديده مىشود ، به جريان انداختهاند . اين آب به استخر بزرگى مىريزد و فوارههايى فقط براى زيبايى در آن تعبيه كردهاند . سرانجام اين آب به سه نهر كوچكتر تقسيم مىشود و آنها به پلكان وسيعى مىريزند و بر روى هر پله با هم مسابقه مىگذارند و جفتك چاركش بازى مىكنند و به اين ترتيب در اين باغ ، كه در دامنهء تپه واقع شده ، جريان پيدا مىكنند كه بايد گفت اين كار تفريط آب است . درختان انگور و انار و هلو ، اين باغ را شبيه باغ حسن صباح ساخته است . افسوس كه كلاه فرنگى آن با اتاقهاى زيبايش ، كه در ايوان واقع شده و مثل مينياتورى از پل خواجوى اصفهان است ، رو به ويرانى مىرود . از باغ مراقبت و مواظبت نمىشود و به زودى مبدل به جنگل مىگردد . در اطراف ماهان باغهاى بسيار انار وجود دارد . اهالى اين قصبهء كوچك هنگامى كه براى فرنگيها توضيح مىدهند كه بهترين انار ايران در ماهان به عمل مىآيد بسيار مباهات مىكنند . اهالى تفت ، شهرى كه در نزديكى يزد واقع شده ، نيز با همين اطمينان و رضامندى خاطر چنين داستانى مشابه را با تغيير نام محل شرح مىدهند . در ايران كسانى كه كرهء خاكى را وطن همهء آدميزادگان بدانند وجود ندارد . « 1 »
--> ( 1 ) . پيروان اين عقيده را در زبانهاى اروپايى Cosmopolitan خوانند . - م .